رخ عیان کن مه جبین فاطمه...


یک روز عصر جمعه، که به خانه برگشتم، دیدم حسن کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب را در دست گرفته است، چشمانش سرخ شده بود. پرسیدم: «گریه کردی؟» گفت: «اگر خداوند طوری که در این کتاب نوشته، با ما بندگان معامله کند، عاقبتمان چه می‏شود؟ خدا کند که با عدلش با من رفتار نکند و با نظر لطفش به ما عنایت کند.» چندی بعد، برای دوستانش و آن جمعی که بودند، صندوقی نصب کرده بود و گفته بود: «هر کس غیبت کند، باید پنجاه تومان در این صندوق بیندازد.» آن زمان، پنجاه تومان پول کمی نبود. هر کس غیبت می‏کرد، از دست حسن گریزی نداشت. باید این پول را می‏داد تا این‌کار، مانعی باشد برای تکرار مجدد گناه». همسر شهید شهید محمد حسن فایده


ارسال شده در توسط صدای سخن عشق